گاهی حقیقتی که زیر آوار سکوت دفن میشود
به گزارش رضوانیون و به قلم سید وحید موسوی، تاریخ، فجایع را فقط با شمار قربانیان به خاطر نمیسپارد؛ با پرسشهای بیپاسخی که پس از آن باقی میماند، به یاد میآورد.
چهار ماه از شهادت دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب گذشته است؛ چهار ماه از روزی که کلاس درس، ناگهان به صحنهای از دود، آتش و سوگ تبدیل شد. اما آنچه امروز این پرونده را دوباره به صدر رسانههای جهان بازگردانده، نه صدای انفجار، بلکه سکوتی است که بر سرنوشت گزارش تحقیقاتی این حمله سایه انداخته است.
وقتی رسانههایی چون گاردین، رویترز و دیگر روزنامههای معتبر جهان از پنهان ماندن نتایج یک تحقیق سخن میگویند و نهادهای حقوق بشری خواستار انتشار آن میشوند، پرونده میناب دیگر صرفاً یک حادثه جنگی نیست؛ این پرونده به آزمونی برای سنجش صداقت، شفافیت و مسئولیتپذیری قدرتهایی تبدیل شده است که خود را مدافع حقوق بشر معرفی میکنند.
میناب؛ پروندهای که از میدان جنگ به دادگاه افکار عمومی جهان رسید
چهار ماه از حمله به مدرسه «شجره طیبه» میناب میگذرد؛ حملهای که بنا بر گزارشهای منتشرشده، به شهادت دستکم ۱۷۵ غیرنظامی، عمدتاً دانشآموزان و معلمان انجامید. اما امروز، آنچه بیش از خود حادثه نگاه رسانههای جهان را به خود جلب کرده، نه صرفاً ابعاد این فاجعه، بلکه ابهام در سرنوشت گزارش تحقیقاتی پنتاگون است؛ گزارشی که گفته میشود تکمیل شده اما همچنان از انتشار آن جلوگیری میشود.
گزارش مفصل روزنامه گاردین، بار دیگر این پرونده را به صدر اخبار بازگرداند. این روزنامه با استناد به منابع آگاه مینویسد تحقیقات محرمانه ارتش آمریکا پایان یافته، اما دولت دونالد ترامپ و وزیر دفاع، پیت هگست، هنوز اجازه انتشار نتایج را ندادهاند. همین مسئله باعث شده پرونده میناب از یک عملیات نظامی به موضوعی درباره شفافیت، پاسخگویی و مسئولیتپذیری دولت آمریکا تبدیل شود.
اهمیت این گزارش زمانی بیشتر میشود که در کنار یافتههای رسانههای دیگر قرار گیرد. رویترز پیشتر فاش کرده بود بررسیهای اولیه ارتش آمریکا نشان میدهد حمله بر اساس اطلاعات اطلاعاتی قدیمی انجام شده است؛ اطلاعاتی که سالها بهروزرسانی نشده بودند، در حالی که ساختمان مورد هدف مدتها پیش کاربری آموزشی پیدا کرده بود. اگر این روایت در گزارش نهایی نیز تأیید شود، پرسشهای جدی درباره سازوکار هدفگیری و مسئولیت فرماندهان نظامی آمریکا مطرح خواهد شد.
این پرونده اکنون تنها در رسانهها دنبال نمیشود، بلکه به موضوعی حقوقی نیز تبدیل شده است. سازمان عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر هر دو خواستار انتشار کامل گزارش، انجام تحقیقات مستقل و پاسخگو شدن عاملان حمله شدهاند. این دو نهاد تأکید کردهاند که در صورت اثبات نقض اصول تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی و اصل تناسب در حملات، این پرونده میتواند در چارچوب حقوق بینالملل به عنوان یک جنایت جنگی مورد بررسی قرار گیرد.
همزمان، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نیز از واشنگتن خواسته است نتایج تحقیقات را بدون تأخیر منتشر کند. در چنین شرایطی، سکوت دولت آمریکا بیش از آنکه به مدیریت یک بحران کمک کند، این تصور را تقویت میکند که ارادهای برای پنهان ماندن بخشی از واقعیت وجود دارد. تجربه نیز نشان داده است که در عصر ارتباطات، حقیقت هرچند دیر، اما راه خود را پیدا میکند و تأخیر در اطلاعرسانی، معمولاً هزینه سیاسی بیشتری نسبت به پذیرش مسئولیت دارد.
از منظر رسانهای نیز پرونده میناب ابعاد تازهای یافته است. گاردین، رویترز، نیویورک تایمز، واشنگتن پست، الجزیره، تایم، لوموند و چندین رسانه معتبر دیگر، هر یک از زاویهای به این حادثه پرداختهاند. وجه مشترک بسیاری از این گزارشها، تأکید بر حضور غیرنظامیان، شهادت کودکان و ضرورت پاسخگویی درباره روند تصمیمگیری برای این حمله است. به همین دلیل، میناب دیگر صرفاً نام یک شهر نیست؛ بلکه به نمادی از چالش میان قدرت نظامی و مسئولیت حقوقی تبدیل شده است.
پرونده مدرسه میناب امروز از مرزهای ایران عبور کرده و وارد ادبیات حقوق بشر و حقوق بینالملل شده است. اگر گزارش پنتاگون همچنان محرمانه باقی بماند، این پرونده احتمالاً نه با عنوان یک اشتباه نظامی، بلکه به عنوان نمونهای از بحران شفافیت در یکی از حساسترین پروندههای جنگ اخیر در حافظه رسانههای جهان ثبت خواهد شد. اکنون سؤال اصلی دیگر این نیست که در آن روز چه اتفاقی افتاد؛ سؤال این است که چرا پس از گذشت ماهها، حقیقت هنوز اجازه انتشار نیافته است.









ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0