روایت یک وداع تاریخی؛ مشهد در دریای خروشان عاشقان رهبر شهید

مشهد مقدس در روز تشییع و بدرقه رهبر شهید، صحنه خلق یکی از ماندگارترین اجتماعات مردمی تاریخ معاصر ایران بود؛ جایی که میلیون‌ها عزادار از اقصی نقاط کشور و حتی خارج از مرزها با حضور در خیابان‌های منتهی به حرم مطهر رضوی، حماسه‌ای از عشق، وفاداری و همبستگی آفریدند و در کنار هزاران خادم، موکب‌دار و نیروی امدادی، آخرین بدرقه را برای رهبر شهید رقم زدند.

به گزارش رضوانیون، از نخستین ساعات بامداد، مشهد دیگر آن شهر همیشگی نبود. خیابان‌های منتهی به حرم مطهر رضوی پیش از طلوع آفتاب مملو از جمعیتی بود که آرام‌آرام از کوچه‌ها، خیابان‌ها، ایستگاه‌های مترو و پایانه‌های مسافربری به سمت مسیر تشییع حرکت می‌کردند. پرچم‌های سیاه بر سردر مغازه‌ها و ساختمان‌ها نصب شده بود و نوای قرآن، مرثیه و صلوات، فضای شهر را آکنده از اندوه و معنویت کرده بود.

هرچه ساعت به آغاز مراسم نزدیک‌تر می‌شد، سیل جمعیت فشرده‌تر می‌شد. پیر و جوان، زن و مرد، کودکانی که بر دوش پدران خود نشسته بودند، سالمندانی که با وجود کهولت سن مسیر طولانی را طی می‌کردند و جوانانی که با پرچم‌های ایران و پرچم‌های مزین به نام اهل‌بیت(ع) در میان جمعیت حرکت می‌کردند، تصویری کم‌نظیر از وحدت و همدلی را به نمایش گذاشته بودند.

در مسیر تشییع، موکب‌های مردمی بدون وقفه به عزاداران خدمت می‌کردند. برخی آب خنک میان مردم توزیع می‌کردند، برخی شربت و چای، گروهی غذای گرم آماده کرده بودند و عده‌ای نیز تنها با یک لبخند و یک بطری آب از زائران پذیرایی می‌کردند. در آن روز، هیچ‌کس خود را میزبان یا میهمان نمی‌دانست؛ همه آمده بودند تا سهمی هرچند کوچک در خدمت به عزاداران داشته باشند.

در میان ده‌ها موکب مردمی، موکب افغانستانی‌های مقیم مشهد جلوه‌ای ویژه داشت. پرچم‌های ایران و افغانستان در کنار هم نصب شده بود و خادمان موکب با رویی گشاده از زائران پذیرایی می‌کردند.

علی کریمی، مسئول این موکب، در میان رفت‌وآمد مردم لحظه‌ای ایستاد و گفت: «ما تا پای جان برای رهبر عزیزمان ایستاده‌ایم. امروز تنها یک حرف داریم؛ شرمنده‌ایم که به جای ما، رهبر عزیزمان فدای ملت شد.»

او با تأکید بر پیوند عاطفی مردم افغانستان با ملت ایران افزود: «سال‌هاست که مردم دو کشور در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند. امروز هم در این غم بزرگ شریک هستیم. خدمت به عزاداران را وظیفه خود می‌دانیم و تا آخرین لحظه در کنار مردم خواهیم بود.»

حضور پررنگ اتباع افغانستانی در مراسم، جلوه‌ای از وحدت امت اسلامی بود؛ مردمی که بدون هیچ تفاوتی، در کنار ایرانیان اشک می‌ریختند، خدمت می‌کردند و در سوگ رهبر شهید شریک بودند.

در میان جمعیت، هر چهره داستانی برای گفتن داشت. خانواده‌هایی که صدها کیلومتر راه را پیموده بودند، جوانانی که شب را در مسیر گذرانده بودند و سالمندانی که با وجود سختی راه، خود را به مشهد رسانده بودند تا در این وداع تاریخی حضور داشته باشند.

یکی از این زائران، خانم زنگنه بود که همراه مادرش از شهرستان ملایر به مشهد آمده بود. او با چشمانی اشک‌آلود گفت: «در مراسم تشییع شهید سلیمانی، شهید حاجی‌زاده و شهید رئیسی هم حضور داشتیم. وقتی شنیدیم مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد برگزار می‌شود، تصمیم گرفتیم هر طور شده خودمان را برسانیم.»

او با اشاره به روزهای جنگ افزود: «در ملایر شاهد پرواز جنگنده‌های آمریکایی بودیم. آن روزها همه خودمان را برای شهادت آماده کرده بودیم. هیچ‌کس به خودش فکر نمی‌کرد؛ همه آماده دفاع از کشور بودند. امروز هم آمده‌ایم تا بگوییم راه شهدا ادامه دارد و ملت ایران در سخت‌ترین روزها کنار هم می‌ایستد.»

جمعیت حاضر در مسیر تشییع، تنها از شهرهای نزدیک خراسان رضوی نبود. از شمال و جنوب، شرق و غرب کشور، اتوبوس‌ها، خودروهای شخصی و کاروان‌های مردمی خود را به مشهد رسانده بودند. پلاک خودروها و لهجه‌های مختلف مردم، نشان می‌داد این مراسم متعلق به یک شهر یا یک استان نیست؛ بلکه همه ایران در مشهد حضور یافته است.

در بخش دیگری از مسیر، موکبی با حضور جمعی از نیروهای داوطلب به زائران خدمت می‌کرد. یکی از خادمان این موکب که از اندیمشک برای خدمت‌رسانی آمده بود، گفت: «ما از شهرهای مختلف جمع شده‌ایم تا هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم. از توزیع آب و شربت گرفته تا غذا و هر خدمتی که مردم نیاز داشته باشند. خدمت به عزاداران رهبر شهید برای ما افتخار بزرگی است.»

او با لبخند، در حالی که بطری‌های آب را میان مردم توزیع می‌کرد، ادامه داد: «شبانه‌روز در خدمت مردم هستیم. این حضور مردمی خستگی را از تن همه ما برده است.»

در کنار موکب‌ها، نیروهای امدادی و درمانی نیز حضوری فعال داشتند. آمبولانس‌ها، پایگاه‌های امدادی و تیم‌های پزشکی در طول مسیر مستقر بودند تا در صورت نیاز به زائران خدمات ارائه کنند.

بانو نوروزی، از کادر درمان استان بوشهر، که داوطلبانه برای خدمت‌رسانی به مشهد آمده بود، گفت: «ما از کادر درمان هستیم و برای ارائه خدمات پزشکی به زائران در این مراسم حضور پیدا کرده‌ایم. از ساعات اولیه صبح در محل مستقر شدیم و هر زمان که نیاز باشد، در خدمت مردم هستیم.»

او با اشاره به احساس خود از حضور در این مراسم افزود: «همیشه دوست داشتم در یکی از این تشییع‌های بزرگ حضور داشته باشم. قسمت من این شد که در لباس خدمت کنار مردم باشم. این را یک افتخار و یک لیاقت می‌دانم. آنچه امروز در مشهد می‌بینیم، فراتر از چیزی است که بتوان با کلمات توصیف کرد. باید این صحنه‌ها را از نزدیک دید تا عظمت حضور مردم را درک کرد.»

نوروزی ادامه داد: «پیام خاصی ندارم؛ فقط می‌توانم بگویم مردم ایران نشان دادند که عشق و وفاداری‌شان را در عمل ثابت می‌کنند. ما نتوانستیم فدای رهبرمان شویم، اما راه او را با خدمت به مردم ادامه خواهیم داد.»

در طول مسیر، بارها صحنه‌هایی دیده می‌شد که احساسات هر بیننده‌ای را تحت تأثیر قرار می‌داد؛ مادری که فرزند خردسالش را در آغوش گرفته و اشک می‌ریخت، پیرمردی که با عصا مسیر را طی می‌کرد، نوجوانانی که با پخش آب میان جمعیت خدمت می‌کردند و خادمانی که با وجود ساعت‌ها فعالیت، همچنان با لبخند از مردم پذیرایی می‌کردند.

تشییع رهبر شهید در مشهد تنها یک مراسم رسمی نبود؛ تجلی پیوند عمیق مردم با آرمان‌هایی بود که برای آن هزینه داده‌اند. حضور میلیون‌ها نفر از اقوام، استان‌ها، مشاغل و حتی ملیت‌های مختلف، نشان داد که در بزنگاه‌های تاریخی، مردم ایران و دوستداران انقلاب اسلامی، فارغ از فاصله جغرافیایی، در کنار یکدیگر می‌ایستند.

وقتی آخرین موج جمعیت از مسیر تشییع عبور می‌کرد، هنوز صدای صلوات، مرثیه و دعا در فضای شهر طنین‌انداز بود. مشهد در آن روز، تنها میزبان یک مراسم نبود؛ شاهد خلق روایتی تاریخی از عشق، وفاداری، ایثار و همدلی بود؛ روایتی که سال‌ها در حافظه مردم ایران باقی خواهد ماند و از آن به عنوان یکی از باشکوه‌ترین اجتماعات مردمی تاریخ انقلاب اسلامی یاد خواهد شد.