روایت قدمهایی که از کیلومترها دورتر آغاز میشود و به صحن رضوی میرسد
به گزارش رضوانیون، جاده تربتحیدریه به مشهد در روزهای پایانی صفر، دیگر فقط یک مسیر مواصلاتی نیست؛ به راهی برای دیدار تبدیل میشود. گروههایی از زنان و مردان، جوانان و سالمندان، خانوادهها و کاروانهای کوچک و بزرگ، کوله بر دوش و پرچم در دست، در حاشیه جاده قدم برمیدارند تا خود را به حرم امام رضا(ع) برسانند.
تربتحیدریه حدود ۱۵۶ کیلومتر با مشهد فاصله جادهای دارد؛ فاصلهای که برای خودرو چند ساعت بیشتر نیست، اما برای زائری که قرار است آن را با پای خودش طی کند، معنای دیگری پیدا میکند. در این مسیر، هر کیلومتر بخشی از یک نذر، یک دلتنگی، یک حاجت یا یک ارادت است.
جادهای که ایستگاه به ایستگاه زنده میشود
در سال گذشته، محورهای مواصلاتی تربتحیدریه شاهد فعالیت ۴۶ موکب بود؛ ۱۶ موکب برای پذیرایی و ۳۰ موکب برای اسکان زائران پیاده. گزارشهای منتشرشده همچنین از پخت و توزیع روزانه بیش از دو هزار پرس غذای گرم توسط خیران، هیأتهای مذهبی و گروههای مردمی خبر دادهاند.
این اعداد تنها بخشی از تصویری است که در جاده دیده میشود.
کنار جاده، چایخانهای برپا شده؛ چند قدم جلوتر دیگهای بزرگ غذا روی اجاق است. زائران خسته وارد موکب میشوند، کفشهایشان را درمیآورند، جرعهای چای مینوشند و دقایقی پاهایشان را استراحت میدهند. بعضیها فقط چند دقیقه توقف میکنند و دوباره راه میافتند؛ انگار نمیخواهند فاصلهای که تا حرم باقی مانده، بیشتر از آنچه باید طول بکشد.
برای بعضی دیگر اما موکب، پایان یک روز پیادهروی است؛ جایی برای خوابیدن، شستوشوی لباس، درمان تاول پاها و تجدید قوای جسمی.
در چنین مسیری، خدمت فقط به معنای غذا دادن نیست؛ گاهی یک لیوان آب، یک صلوات، یک جای خواب، پانسمان یک پای تاولزده یا حتی جمله ساده «خسته نباشی زائر» میتواند بخشی از این میزبانی باشد.
مسیرهای منتهی به مشهد در روزهای پایانی صفر، تنها پذیرای زائران شهرهای نزدیک نیستند. در سالهای مختلف، زائرانی از شهرهای نیشابور، سبزوار، تربتحیدریه، فریمان، سرخس، قوچان و حتی شهرهای دورتر برای زیارت پیاده امام رضا(ع) راهی شدهاند.
در جاده تربتحیدریه، وقتی کاروانها به محدودههای نزدیکتر به مشهد میرسند، تعداد زائران بیشتر میشود. پرچمهای سبز و سیاه در فاصلهای نه چندان دور از یکدیگر دیده میشوند و صدای صلوات و مداحی گاهی با صدای عبور خودروها درهم میآمیزد.
زائرانی که ساعتهاست راه رفتهاند، با دیدن تابلوهای نزدیک شدن به مشهد، خستگی را کمتر به روی خود میآورند. بعضیها قدمهایشان را تندتر میکنند و برخی دیگر آرامتر میروند؛ اما تقریباً همه یک جمله را تکرار میکنند:
مشهد؛ شهری که خودش را برای زائر آماده کرده است اما میزبانی از زائر پیاده تنها به جادههای خارج از شهر محدود نمیشود. امسال نیز همزمان با دهه پایانی صفر، ظرفیت گستردهای از مواکب در مشهد پیشبینی شده است. بر اساس اعلام مدیرکل تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، حدود ۸۰۰ موکب در خیابانهای منتهی به حرم مطهر رضوی و اطراف آن مستقر میشوند و حدود ۴۰۰ موکب نیز در سطح شهر فعالیت خواهند داشت.
در این میان، بخشی از این خدمترسانی به دست خود مردم شکل میگیرد؛ همان مجاورانی که خانه و محل کارشان در مشهد است اما در ایام پایانی صفر، بخشی از زندگی روزمره خود را وقف خدمت به زائر میکنند.
یکی چای میدهد، دیگری غذا میپزد، یکی آب معدنی میان زائران توزیع میکند و دیگری با یک وانت، بستههای آب و مواد غذایی را به موکب میرساند.
این فرهنگ خدمت حتی در سالهای گذشته نیز در نقاط مختلف مشهد و مسیرهای منتهی به حرم دیده شده است. برای نمونه، بنیاد بینالمللی خیریه آبشار عاطفهها در سالهای گذشته موکبهایی در مسیرهای نیشابور، سرخس و ورودی جاده طرق برپا کرده و از زائران، بهویژه زائران پیاده، با وعدههای غذایی مختلف پذیرایی کرده است.
موکبهای مشهد را میتوان ادامه همان جاده دانست؛ جایی که زائر بعد از طی صدها کیلومتر، وارد شهری میشود که بخشهایی از آن در ایام پایانی صفر به یک مجموعه بزرگ خدمترسانی تبدیل شده اس
ر بعضی موکبها دیگهای بزرگ غذا از صبح زود به جوش میآیند. در برخی دیگر، چای و شربت آماده است. گوشهای محل استراحت خانوادههاست و گوشهای دیگر برای رسیدگی به زائرانی که به خدمات درمانی نیاز دارند.
در واقع، زائر وقتی وارد مشهد میشود، تنها وارد یک شهر نمیشود؛ وارد شبکهای از خدمت و میزبانی مردمی میشود که از کیلومترها قبل آغاز شده است.
آخرین قدمها اما حال و هوای متفاوتی دارند.
وقتی گنبد طلایی از فاصلهای دور دیده میشود، خیلیها تلفن همراهشان را بیرون میآورند. بعضی فیلم میگیرند، بعضی صلوات میفرستند و بعضی فقط چند لحظه میایستند و نگاه میکنند.
مسافتی که شاید روی نقشه فقط یک خط باشد، برای زائر پیاده مجموعهای از خاطرات است؛ صبحهای زود، شبهای سرد، پاهای خسته، موکبهای بین راه، چایهای نذری، غذای گرم و آدمهایی که شاید برای نخستین بار همدیگر را دیدهاند اما در طول مسیر، احساس همسفری و برادری پیدا کردهاند.
برای حاجت خاصی آمدهام
زن میانسالی که همراه چند نفر از اعضای خانوادهاش در مسیر تربتحیدریه به مشهد حرکت میکند، درباره دلیل انتخاب سفر پیاده میگوید: با ماشین هم میتوانستیم بیاییم، اما دلم میخواست این بار پیاده بیایم. وقتی آدم برای زیارت قدم برمیدارد، احساس میکنم حال و هوای زیارت فرق میکند. از خستگی راه نمیترسم. برای یک حاجت آمدهام و از امام رضا(ع) خواستهام دست خالی برنگردم.
او از موکبهای مسیر هم میگوید: چیزی که برایم خیلی جالب بود، همین مردم هستند. یک نفر از خانهاش چای آورده، یکی غذا درست کرده، یکی جای خواب آماده کرده. آدم میبیند مردم برای زائر امام رضا(ع) واقعاً از دل و جان مایه میگذارند.
تا وقتی پاهایم توان دارد، میآیم
مرد جوانی که همراه دوستانش قدم به سمت مشهد میرود، میگوید:اولین بار نیست که پیاده میآیم. شاید بعضیها فکر کنند پیادهروی فقط سختی دارد، اما برای من سختیاش بخشی از شیرینی زیارت است. وقتی چند ساعت راه میروی، خسته میشوی، پاهایت درد میگیرد، اما وقتی به یک موکب میرسی و یک لیوان چای یا آب به تو میدهند، همان خستگی تبدیل به خاطره میشود.
او ادامه میدهد: هر سال که میآیم، آدمهای مختلفی را میبینم؛ از پیرمرد و پیرزن گرفته تا بچههای کوچک. همه یک مقصد دارند. همین موضوع خیلی قشنگ است.»
نذر کرده بودم پیاده بیایم
پیرمردی که آرامتر از دیگر زائران قدم برمیدارد، میگوید: من برای یک نذر آمدهام. شاید راه برای من سختتر از جوانها باشد، اما وقتی نیت آدم مشخص باشد، سختی راه قابل تحمل میشود.
او درباره لحظه رسیدن به مشهد میگوید:من سالهاست امام رضا(ع) را زیارت میکنم، اما هر بار که از دور گنبد را میبینم، انگار اولین بار است. آن لحظه دیگر خستگی را فراموش میکنم.
زائر پیاده وقتی به مشهد میرسد، شاید از نظر جغرافیایی به پایان مسیر رسیده باشد، اما از نظر معنوی تازه وارد مقصد شده است.
از تربتحیدریه تا مشهد، از جاده و روستا و موکب گرفته تا خیابانهای اطراف حرم، یک تصویر مشترک شکل میگیرد؛ تصویری از مردمی که میآیند و مردمی که میایستند تا از آنها پذیرایی کنند.
در این میان، عددها هم بخشی از ماجرا هستند؛ از دهها هزار ثبتنام زائران پیاده تا صدها موکب در مسیر و شهر. اما پشت هر عدد، انسانی ایستاده است؛ زائری که برای زیارت آمده و خادمی که شاید تمام سال منتظر همین چند روز است.
اینجا جاده فقط محل عبور نیست؛ جاده خودش بخشی از زیارت است و شاید راز ماندگاری این پیادهروی همین باشد؛ اینکه زائر هر قدم را برای رسیدن به حرم برمیدارد و میزبان هر قدم را برای نزدیکتر شدن به زائر.
مشهد در روزهای پایانی صفر، فقط میزبان زائران نیست؛ خودش به کاروان بزرگی از خدمت تبدیل میشود.











ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0