چرا مردم گرانی امروز را متفاوت می بينند؟
به گزارش رضوانیون، به قلم «سید وحید موسوی» نسلهای قدیمیتر هنوز خاطره دهه شصت را به یاد دارند. سالهایی که کشور درگیر طولانیترین و پرهزینهترین جنگ معاصر خود بود. موشکباران شهرها، حمله به زیرساختها، کاهش درآمدهای نفتی، محدودیتهای ارزی و فشارهای بینالمللی بخشی از واقعیت آن دوران بود. در چنین شرایطی طبیعی بود که اقتصاد نیز تحت فشار قرار گیرد و تورم افزایش پیدا کند.
اما آنچه دهه شصت را از امروز متمایز میکرد، صرفاً شاخصهای اقتصادی نبود؛ بلکه نوع مدیریت بازار و احساس عمومی جامعه بود. مردم برای بسیاری از کالاها کوپن دریافت میکردند. دولت در بخش بزرگی از زنجیره توزیع حضور مستقیم داشت. نظارت بر قیمتها گستردهتر بود و سودجویی در شرایط جنگی با حساسیت بیشتری پیگیری میشد. نتیجه آن بود که اگرچه کمبود وجود داشت، اما مردم هر روز با شوکهای قیمتی جدید مواجه نمیشدند.
امروز اما شرایط متفاوت است. مسئولان بارها اعلام میکنند که ذخایر کالاهای اساسی در وضعیت مطلوب قرار دارد، انبارها پر هستند و مشکلی در تأمین نیازهای مردم وجود ندارد. اگر چنین است، چرا قیمتها آرام نمیگیرند؟ چرا بازار هر روز با نرخ جدیدی مواجه میشود؟ چرا میان روایت رسمی از وفور کالا و تجربه روزمره مردم فاصلهای محسوس شکل گرفته است؟
واقعیت این است که بخش مهمی از اقتصاد امروز ایران نه در کارخانهها و فروشگاهها، بلکه در ذهن مردم و فعالان بازار شکل میگیرد. اقتصاددانان از این پدیده با عنوان «انتظارات تورمی» یاد میکنند. زمانی که جامعه انتظار گرانی دارد، بسیاری از بازیگران اقتصادی نیز رفتار خود را بر همان اساس تنظیم میکنند. تولیدکننده، عمدهفروش، واسطه و مصرفکننده همگی برای آیندهای گرانتر تصمیم میگیرند و همین چرخه، خود به موتور افزایش قیمت تبدیل میشود.
اما مسئله تنها اقتصاد نیست. تاریخ چهار دهه گذشته جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که فشار بر معیشت مردم همواره یکی از مهمترین ابزارهای اعمال فشار بر کشور بوده است. از نخستین سالهای پس از انقلاب، مخالفان و دشمنان ایران دریافتند که شکستن اراده ملی صرفاً از مسیر جنگ نظامی امکانپذیر نیست. به همین دلیل، در کنار تحریم، جنگ رسانهای، عملیات روانی و تلاش برای ایجاد شکاف اجتماعی نیز در دستور کار قرار گرفت.
در دهههای گذشته، هرگاه کشور با مقاطع حساس روبهرو شده است، تلاشهایی برای تبدیل مطالبات اقتصادی به بحرانهای اجتماعی مشاهده شده است. حوادث سالهای ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و حتی برخی ناآرامیهای سالهای بعد، هر کدام به شکلی نشان دادند که مسائل اقتصادی و معیشتی میتوانند به بستری برای عملیات روانی و سیاسی تبدیل شوند. این بدان معنا نیست که همه اعتراضها یا مشکلات اقتصادی ریشه بیرونی دارند؛ بلکه نشان میدهد بازیگران مختلف تلاش میکنند از نارضایتیهای واقعی مردم برای پیشبرد اهداف سیاسی خود بهرهبرداری کنند.
نکته قابل تأمل آن است که در شرایط فعلی، هدف اصلی هر جریان معارض یا دشمن خارجی، نه صرفاً افزایش قیمت چند قلم کالا، بلکه تضعیف اعتماد عمومی است. وقتی مردم هر روز با قیمت جدیدی مواجه میشوند، احساس بیثباتی شکل میگیرد. وقتی فاصله میان آمارهای رسمی و تجربه زندگی روزمره افزایش پیدا میکند، سرمایه اجتماعی آسیب میبیند. و هنگامی که اعتماد عمومی تضعیف شود، جامعه در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیرتر خواهد شد.
به همین دلیل، گرانی امروز صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست. مسئلهای اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی است. همانگونه که در دوران دفاع مقدس حفاظت از مرزها وظیفه رزمندگان بود، امروز حفاظت از معیشت مردم، ثبات بازار و اعتماد عمومی نیز بخشی از امنیت ملی محسوب میشود.که بازگیران آن مشخص اند افرادی کوشش میکنند تا شرایط آسان تر یا سخت تر شود؟؟
( گفتنی است قعطی مصنوعی ،شوک اقتصادی،و.. بخشی از دستاورد های زمان حال برای جریان نفوذ و ستاد کودتا میباشد)
مردم ایران نشان دادهاند که در برابر جنگ، تحریم و تهدید خارجی ایستادگی میکنند. آنچه میتواند این ایستادگی را تضعیف کند، نه موشک دشمن، بلکه احساس رهاشدگی در میدان اقتصاد است. اگر کالا در کشور وجود دارد، اگر ذخایر کافی است و اگر ظرفیت تولید برقرار است، نخستین مطالبه مردم پاسخ به یک سؤال روشن است؛ چرا سفرهها هر روز کوچکتر میشود؟
شاید پاسخ به این سؤال، مهمترین میدان نبرد امروز ایران باشد؛ نبردی که پیروزی در آن نه با شعار، بلکه با شفافیت، نظارت، مدیریت کارآمد و دفاع واقعی از معیشت مردم به دست خواهد آمد.










ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0